تکذیبیه ... ![]()
![]()
۱ـ سلام ... ![]()
۲ـ من در اینجا از کلیه ی بازدید کنندگان عزیز تشکر کرده و مراتب قدر دانی خود را اعلام میدارم ...
۳ـ برای جلوگیری از شاخ شدگی مزمن
عده ای معلوم الحال
من در این وبلاگ هر گونه ارتباط خود را با دیگر وبلاگ های بهداشت تکذیب نموده و کمال کناره گیری
خود را اعلام میدارم ...
۴ـ لطفا از نام وبلاگ ( بهداشت ۸۵ ـ علوم پزشکی اراک ) سوء استفاده نکنید و گرنه عواقب وخیم آن بر عهده ی خودتان می باشد ...![]()
۵ ـ هنوزم که هنوزه این وبلاگ قدمت بیشتری نسبت به وبلاگ های دیگه داره و به قولی تو دانشگاه حق آب و گل داره ![]()
۶ـ دیگه هیچی ...
فقط خوش بگذره ![]()
کارشناسی ارشد بهداشت عمومی در ادامه مطلب ...
و به شوق فردا
که تو را خواهم دید "
چشم به راه میمانم ...
یه روز کلاس زبان ... !!!![]()
طبق معمول بچه های خانواده
زودتر رفتن سر کلاس نشستن .
دانشجو های مبارزه هم روی پله های جلوی کلاس 103 منتظرن تا استاد بیاد .
این کار همیشگی ماست . هر جلسه با استاد میریم سر کلاس !! ( بعضی موقع ها هم شیطنت میکنیم و یکی از بچه ها را به زور هل میدیم توی کلاس !!! بعد از کلی تغییر رنگ
بر میگرده و چند تا فحش آبدار نصیبمون میکنه !!! ) ![]()
به محض اومدن استاد , ما هم پشت سرش میریم سر کلاس .
بچه های خانواده هم که طبق رسم همیشگیشون با هم دیگه میگن : hello استاد !!! ![]()
همیشه سمت چپ کلاس برای ما مبارزه ها خالیه ( به جز جلسه ی اول و دوم که جلو نشستیم ) ما هم با هزار سرخ و سفید شدن و عرق کردن
از جلوی خانوما رد میشیم و میریم سر جامون میشینیم !!! ![]()
کم کم بچه های ما پیداشون میشه !!
آخر سر هم آقای سجاد ب و آقای سجاد ح پیداشون میشه . به دلیل مشغله ی زیاد در جامعه ی اسلامی دانشگاه همیشه دیر میرسن سر کلاس !!!
( آهان !! آقای ح ق بعد از یک ربعی که از کلاس میگذره سر و کلش از بسیج پیدا میشه با کلی پرونده زیر بغلش !!! ) تازه کلاس داره رسمیت پیدا میکنه !! ![]()
استاد
شروع میکنه به انگلیسی صحبت کردن ... بعد از صحبت استاد موقع lecture دادن بچه هاست .
بچه های خانواده یکی یکی میرن lecture میدن
. بعد استاد رو میکنه به آقایون و میگه : next student هیچ کس از پسرا نمیره
. نه صبر کنید !!
سجاد بلند میشه میره lecture میده . همین ...
نوبت حل تمرینا میرسه ... ![]()
استاد , آقایون را صدا میکنه .... یکی در میون جواب میدن ... یکی که اصلا نمیدونه صفحه چنده
... کلی با تلاش بچه ها صفحه ی مورد نظرا پیدا میکنه . تازه بعد از اینکه پیدا کرد بلد نیست حلش کنه !!! ![]()
بعد از حل تمرینا نوبت به استراحت
میشه ...
همیشه یک ربع استراحت ... ( توی این یک ربع هم دانشجویان مبارزه و خانواده برای کوری چشم
همدیگه کلی ولخرجی کرده و دوستان خود را به انواع خوردنی ها و نوشیدنی ها
دعوت میکنند !!! )
بعد درس جدید ... کسی داوطلب نمیشه تا درس را بخونه ... خود استاد مجبور میشه بخونه و هم معنی کنه ...
( شاید یکی از بچه های خانواده امروز با خودش گام به گام آورده باشه
و درس را از روی گام به گام معنی کنه !!! )
تا کلاس تموم میشه ... ![]()
آقایون هیچ کدوم اهل lecture دادن نبودن ... مخصوصا از وقتی استاد گفت نمره ی پایانی را از 20 حساب میکنم که دیگه هیچ ... ![]()
![]()
همینجوری داریم اوقاتمون را سپری میکنیم !!! البته با بچه های ...
خانواده ... ![]()
نظر نداده حق نداری بری !!!![]()
مشاوره ی کنکور :
سلام . این پست به درد کسایی میخوره که میخوان توی کنکور کارشناسی ناپیوسته ی بهداشت عمومی شرکت کنند !!! یه مشاوره ای هست در مورد ضرایب دروس و ظرفیت دانشگاه ها .
در این آزمون ما 3 دسته درس داریم :
1_ دروسی که ضریب 1 دارند .
از دروس عمومی مثل : معارف / ادبیات / زبان .
از دروس پایه مثل : فیزیولوژی / فیزیک .
از دروس اختصاصی مثل : مصونسازی / مدیریت خدمات بهداشتی / میکروب شناسی عمومی ( باکتری , ویروس , انگل , قارچ ) / کمک های اولیه و کلیات پزشکی .
2_ دروسی که ضریب 2 دارند .
مثل : آموزش بهداشت و ارتباطات / اصول تغذیه / اپیدمیولوژی بیماریهای شایع در ایران / جمعیت شناسی و اصول تنظیم خانواده .
3_ دروسی که ضریب 3 دارند :
مثل : آمار حیاتی و اصول و کلیات اپیدمیولوژی / کلیات خدمات بهداشتی ( بهداشت محیط و بهداشت روان )
پس نتیجه میگیریم که هرکس میخواد قبول بشه باید آمار و اصول کلیات اپیدمیولوژی و بهداشت محیط را بترکونه !!!
خوب , حالا میریم سراغ دانشگاه ها .
این مطلب در مورد دانشگاه هایی هست که فقط نیمه ی دوم سال در رشته ی بهداشت عمومی در مقطع کارشناسی ناپیوسته دانشجو میگیرن و به این دلیل مطلبم را می نویسم که بعضی از دانشجویان مبارزه با بیماری ها به خاطر ترس از سربازی خودشون را 5 ترمه میکنن تا سال اول اگه قبول شدند رشته های نیمه ی دوم را انتخاب کنند و اگه قبول نشدند 1 سال برای کنکور وقت داشته باشند !!!
اینم لیست دانشگاه هایی که نیمه ی دوم سال ( شروع از بهمن ماه ) پذیرش دارند به همراه ظرفیتشون : ( فقط دوره ی روزانه )
1_ شهید بهشتی 25 نفر
2_ مازندران ( ساری ) 25 نفر
3_ مشهد 25 نفر
4_ همدان 30 نفر
5_ یزد 25 نفر
که جمعا میشه 130 نفر .
تاجر و ماهی گیر
یک تاجر امریکایی نزدیک یک روستای مکزیکی ایستاده بود . همان موقع یک قایق کوچک ماهیگیری رد شد که داخلش چند تا ماهی بود . از ماهیگیر پرسید : چه قدر طول کشید تا این چند تا ماهی را گرفتی ؟
ماهیگیر : مدت خیلی کمی .
تاجر : پس چرا بیشتر صبر نکردی تا بیشتر ماهی بگیری ؟
ماهیگیر : چون همین تعداد برای سیر کردن خانوادهام کافی است .
تاجر : بقیه وقتت را چه کار میکنی ؟
ماهیگیر : تا دیر وقت میخوابم , یه کم ماهیگیری میکنم , با بچهها بازی میکنم بعد میرم توی دهکده و با دوستان شروع میکنیم به گیتار زدن . خلاصه مشغولیم به این نوع زندگی .
تاجر : من هاروارد درس خوندم و میتونم کمکت کنم ، تو باید بیشتر ماهیگیری کنی . اون وقت میتونی با پولش قایق بزرگتری بخری و با درآمد اون چند تا قایق دیگر هم بخری . اون وقت یه عالمه قایق برای ماهیگیری داری !!!
ماهیگیر : خوب ، بعدش چی ؟
تاجر : به جای اینکه ماهی ها را به واسطه بفروشی ، مستقیــم به مشتریها میدی و برای خودت کسب و کار درست میکنی ، بعدش کارخونه راه میاندازی ... این دهکده را هم ترک میکنی و میری مکــــزیکوسیتی ! بعد از اون هم نیویورک ... اونجاست که دست به کارهای مهم تری میزنی ...
ماهیگیر : این کار چقدر طول میکشه ؟
تاجر : پانزده تا بیست سال !
ماهیگیر : اما بعدش چی آقا ؟
تاجر : بهترین قسمت همینه ، در یک موقعیت مناسب سهام شرکت را به قیمت خیلی بالا میفروشی ! این کار میلیونها دلار سود داره .
ماهیگیر : میلیونها دلار ! خوب بعدش چی ؟
تاجر : اون وقت بازنشسته میشی! میری یه دهکــده ی ساحلی کوچیک ! جایی که میتونی تا دیر وقت بخوابی ! یه کم ماهیگیری کنی ، با بچههات بازی کنی ! بری دهکده و تا دیر وقت با دوستات گیتار بزنی و خوش بگذرونی !!!
اگه نظر ندی حق نداری بری !!!!![]()