تبليغاتX
بهداشت 85 _ علوم پزشکی اراک

 

اینم میشه ...

 

چهار تا دوست كه ۳۰ سال بود همديگه رو نديده بودند توي يه مهموني همديگه رو ميبينن و شروع مي كنن در مورد زندگي هاشون براي همديگه تعريف كنن...
بعد از مدتي يكي از اونا بلند ميشه ميره دستشويي . سه تاي ديگه صحبت رو مي كشونن به تعريف ازفرزندانشون :
اولي : پسر من باعث افتخار و خوشحالي منه . اون توي يه كار عالي وارد شد و خيلي سريع پيشرفت كرد.
پسرم درس اقتصاد خوند و توي يه شركت بزرگ استخدام شد و پله هاي ترقي رو سريع بالا رفت و حالا شده معاون رئيس و اونقدر پولدار شده كه حتي براي تولد بهترين دوستش يه مرسدس بنز بهش هديه داد !
دومي : جالبه . پسر من هم مايه افتخار و سرفرازي منه . توي يه شركت هواپيمايي مشغول به كار شد و بعد دوره خلباني گذروند و سهامدار شركت شد و الان اكثر سهام اون شركت رو تصاحب كرده . پسرم اونقدر پولدار شد كه براي تولد صميميترين دوستش يه هواپيماي خصوصي بهش هديه داد  !!!
سومي : خيلي خوبه . پسر من هم باعث افتخار من شده  ...
اون توي بهترين دانشگاههاي جهان درس خوند و يه مهندس فوق العاده شد . الان يه شركت ساختماني بزرگ براي خودش تاسيس كرده و ميليونر شده . پسرم اونقدر وضعش خوبه كه براي تولد بهترين دوستش يه ويلاي ۳۰۰۰ متري بهش هديه داد !

هر سه تا دوست داشتند به همديگه تبريك مي گفتند كه دوست چهارم برگشت سر ميز و پرسيد اين تبريكات به خاطر چيه ؟!
سه تاي ديگه گفتند : ما در مورد پسرهامون كه باعث غرور و سربلندي ما شدن صحبت كرديم راستي تو در مورد فرزندت چي داري تعريف كني ؟!
چهارمي گفت : دختر من رقاص کاباره شده و شبها با دوستاش توي يه كلوپ مخصوص كار ميكنه !
سه تاي ديگه گفتند : اوه مايه خجالته چه افتضاحي  !!!
دوست چهارم گفت : نه ! من ازش ناراضي نيستم . اون دختر منه و من دوستش دارم . در ضمن زندگي بدي هم نداره .
اتفاقا همين دو هفته پيش به مناسبت تولدش از سه تا از صميمي ترين دوست پسراش يه مرسدس بنز و يه هواپيماي خصوصي و يه ويلاي ۳۰۰۰ متري هديه گرفت  !!!
نتيجه اخلاقي : هيچوقت به چيزي كه كاملا در موردش مطمئن نيستي افتخار نكن

و به شوق فردا

که تو را خواهم دید ,

 چشم به راه میمانم ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386ساعت توسط مهدی |