تبليغاتX
بهداشت 85 _ علوم پزشکی اراک
 

 

مشاوره ی کنکور :

سلام . این پست به درد کسایی میخوره که میخوان توی کنکور کارشناسی ناپیوسته ی بهداشت عمومی شرکت کنند !!! یه مشاوره ای هست در مورد ضرایب دروس و ظرفیت دانشگاه ها .

در این آزمون ما 3 دسته درس داریم :

1_ دروسی که ضریب 1 دارند .

از دروس عمومی مثل : معارف / ادبیات / زبان .

از دروس پایه مثل : فیزیولوژی / فیزیک .

از دروس اختصاصی مثل : مصونسازی / مدیریت خدمات بهداشتی / میکروب شناسی عمومی ( باکتری , ویروس , انگل , قارچ ) / کمک های اولیه و کلیات پزشکی .

2_ دروسی که ضریب 2 دارند .

مثل : آموزش بهداشت و ارتباطات / اصول تغذیه / اپیدمیولوژی بیماریهای شایع در ایران / جمعیت شناسی و اصول تنظیم خانواده .

3_ دروسی که ضریب 3 دارند :

مثل : آمار حیاتی و اصول و کلیات اپیدمیولوژی / کلیات خدمات بهداشتی ( بهداشت محیط و بهداشت روان )

پس نتیجه میگیریم که هرکس میخواد قبول بشه باید آمار و اصول کلیات اپیدمیولوژی و بهداشت محیط را بترکونه !!!

خوب , حالا میریم سراغ دانشگاه ها .

این مطلب در مورد دانشگاه هایی هست که فقط نیمه ی دوم سال در رشته ی بهداشت عمومی در مقطع کارشناسی ناپیوسته دانشجو میگیرن و به این دلیل مطلبم را می نویسم که بعضی از دانشجویان مبارزه با بیماری ها به خاطر ترس از سربازی خودشون را 5 ترمه میکنن تا سال اول اگه قبول شدند رشته های نیمه ی دوم را انتخاب کنند و اگه قبول نشدند 1 سال برای کنکور وقت داشته باشند !!!

اینم لیست دانشگاه هایی که نیمه ی دوم سال ( شروع از بهمن ماه ) پذیرش دارند به همراه ظرفیتشون : ( فقط دوره ی روزانه )

1_ شهید بهشتی 25 نفر

2_ مازندران ( ساری ) 25 نفر

3_ مشهد 25 نفر

4_ همدان 30 نفر

5_ یزد 25 نفر

که جمعا میشه 130 نفر .

 

و به شوق فردا

که تو را خواهم دید

 چشم به راه میمانم ...

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386ساعت توسط مهدی |

 

سه آمريکايي و سه ايراني !!!


سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند. يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.


همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد، مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد. آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.


بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند. وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.


سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريکايي ها و گفت: بليط ، لطفا !!!

 

  و به شوق فردا

که تو را خواهم دید

چشم به راه میمانم ...

 

+ نوشته شده در شنبه بیستم بهمن 1386ساعت توسط مهدی |