- سلام . بالاخره امتحانات تموم شد . ترم 1 هم زود گذشت هم سخت گذشت .
دیگه همه ی بچه ها از دست امتحانات کلافه شده بودن . ترم دوم هم اکثر واحد ها
عوض شده . تقویم آموزشی شروع ترم دوم را نوزدهم زده ولی من تا بیست و ششم
نمیرم . خیلی خسته شدم . دوست دارم فقط بشینم خونه و فیلم ببینم . هیچ خبر
خاصی نیست به جز اینکه همه ی دوستایی رو که لینک دادم انگار سرشون شلوغه و
سر نمیزنن . دیگه حس نوشتن ندارم . ایندفعه رو از سر بیکاری وبو آپ میکنم تا ببینم
مطلب جالب چی گیرم میاد .
دیروز که کامپیوترمو داده بودم واسش دی وی دی رایتر نصب کنه , یکی از بچه های
دوره ی کاردانیو که همدان قبول شده دیدم که مثل این اسگلا سرش میجنبید . به
محض اینکه منو دید انگار زنشو که از گروگان آزاد کرده باشن دیده , پرید تو بغلم گفت
: اِ , سلام . کجایی تو ؟؟؟؟ یه دفه یه دختره اونجا بود گفت خاک بر سرتون !!! انگار
100 ساله همدیگرو ندیدن !!!
لازم به ذکره که این رفیق عزیز ما خدای سوتی دادن در دوره ی کاردانی بود !!!
- آقای زاهدی من این کتابا رو دادم به یه نفر دیگه ای بخونه . شما یه جای دیگه دنبال این کتابا بگردید .